خودکشي
افسردگی یک تهدید جدی برای خودکشی است. افرادی که افسردگی دارند در اثر یاس و ناامیدی عمیقی که دارند، دچار توهمی می شوند که احساس می کنند بهترین راه برای فرار از این جهنم خودکشی است. فکر کردن به مرگ و خودکشی یکی از علائم خطرناک افسردگی است بنابراین اگر چنین صحبت ها یا رفتار هایی را مشاهده کردید آنرا جدی بگیرید. این یک هشدار درباره فردی که به خودکشی می اندیشد نیست این یک التماس است التماسی برای کمک از جانب او!
نشانه های خطرناک خودکشی
فرد درباره کشتن یا صدمه زدن به خود صحبت می کند
بیمار احساساتی نیرومند از ناامیدی و گیر افتادن در شرایط بد را توصیف می کند.
تمایلی غیر معمول به مرگ یا خودکشی
بی پروا و بی توجه درباره آرزوی خود به مرگ نقش بازی می کنند.
به صورت تلفنی یا حضوری از افرادی خداحافظی می کنند.
لطف زیادی به دیگران می کند. (مثلاً اموال با ارزشی را به اطرافیانش می بخشد و می خواهد خود را از شر مسئولیت ها راحت کند.)
حرف هایی از این قبیل می زنند "شما ها بدون من بهتر زندگی می کنید." یا "می خواهم در آرامش باشم")
تغییرات ناگهانی از افسردگی شدید به حالتی که مانند افراد شاد و خوشحال عمل می کنند.
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما مشکوک به خودکشی است بیشتر به او توجه کنید و بدون معطلی از افراد متخصص و مشاورین کمک بگیرید. بی پرده درباره تفکرات و احساسات مربوط به خودکشی صحبت کنید. این کار می تواند یک زندگی را نجات دهد.
اگر احساسات افراد متمایل به خود کشی را در خود می بینید...
وقتی که احساس افسردگی شدید می کنید یا تمایل به خودکشی در خود احساس می کنید، مشکلات دائمی و طاقت فرسا به نظر می رسند. اما با گذشت زمان احساس بهتری خواهید داشت، به خصوص اگر از دیگران کمک بگیرید. اگر احساس می کنید تمایل به خودکشی دارید، به خاطر بیاورید که افراد زیادی هستند که می خواهند در این شرایط سخت از شما حمایت کنند. پس لطفاً از دیگران کمک بخواهید!
چرا خودکشی؟!
مهمترین عامل در رفتارهای خودکشی برای افراد زیر 30 سال، اختلالات سازشی و تعارضات خانوادگی است و یکی از اقدامات پیشگیرانه، عدم انتشار اخبار خودکشی در مطبوعات است که از نظر سازمان بهداشتی جهانی بهترین اقدام است.
مجله آرامش برتر: در فرهنگ های مختلف، خودکشی به صورت های متفاوتی تعبیر و تفسیر می شود. در بیشتر جوامع غربی از خودکشی جلوگیری می کنند و از انجام گرفتن آن در صورت امکان ممانعت می ورزند. در بعضی فرهنگ ها، خودکشی به عنوان عمل افتخار آمیز تلقی می شود ولی فقط اقدامی قابل قبول برای یک شخص ناامید است.
به طور معمول کسانی که اقدام به خودکشی می کنند در اکثر موارد دوران کودکی بی ثباتی را گذرانده اند یا اینکه تاریخچ ای از حوادث فشارزای روانی در گذشته و حال داشته اند یا فاقد حمایت کنندگان اجتماعی بوده و دوستی نداشته اند که به او اطمینان کنند.
تحقیقات نشان می دهد افرادیکه خودکشی آنها منجر به مرگ شده است، در اغلب موارد ازدواج نکرده اند یا اینکه همسرانشان مرده یا جدا شده اند یا سنشان بالاتر از 45 بوده یا تنها زندگی می کرده اند یا اینکه تاریخچه ای از اختلال جدی بدنی و هیجانی داشته یا احتمالا معتاد بوده اند.
اظهارات کلامی: عباراتی همچون «کاش هرگز به دنیا میده بودم» و «وقتی مردم متاسف خواهید شد» را باید به اندازه عبارت مستقیم «خودم را می کشم» جدی تلقی کرد.
تغییرات رفتار: این تغییرات دامنه وسیعی مثل بخشیدن مایملک، به استقبال خطرات تهدید کننده زندگی رفتن و حادثه پذیری مکرر را شامل می شود. دیگر علائم آن ممکن است شکایت از تنهایی شدید یا بی حوصلگی، افزایش قابل توجه بیقراری یا تحریک پذیری و درگیر شدن در مدرسه یا با پلیس باشد. نشانه های رایج تری از افسردگی نیز ممکن است وجود داشته باشد مانند تغییر در اشتها و عادات خواب، افت تحصیلی یکباره، شکایت از ناتوانی در تمرکز ودوری گزینی از دوستان و فعالیت های مطلوب.
عواملی موقعیتی: ناتوانی در ارتباط با والدین، مشکلات تازه در مدرسه، پایان یافتن رابطه عاشقانه، اقدام به مصرف مواد مخدر و ... همگی خطر موقعیتی را افزایش می دهد.
والدین و دوستان باید در این موقع با پرسیدن سوالاتی مانند «خیلی گرفته ای»، «نقشه ای برای پایان دادن به زندگی ات داری» و «فکر می کنی واقعا نمی خواهی زنده باشی» وارد عمل شوند.
پرسیدن سوالات مستقیم درمورد خودکشی فکر خودکشی را به سر کسی نمی اندازد، در مقابل ممکن است جدی تلقی کردن پاسخ ها، سنجشی حیات بخش باشد.
هم والدین و هم دوستان معتقدند چنین عباراتی ممکن نیست عملی شوند یا ممکن است بسیار ترس آورتر از آن باشند که انجام گیرند.
هر چند گاهی اوقات دوستان قسم یاد می کنند که در مورد افکار خودکشی رازدار باشند اما چنانچه به افکار خودکشی مظنون هستند باید فورا با یکی از والدین یا افراد بزرگسال مسئول تماس حاصل کنند و در پی کمک حرفه ای برآیند.
اگر تهدید خودکشی قریب الوقوع به نظر می رسد باید به نزدیکترین مرکز پیشگیری از خودکشی مراجعه کنند. همچنین می توانند با یک مشاور یا روانپزشک تماس بگیرند. از نظر روانشناسان علل خودکشی را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
1- آنهایی که جامعه را علت می بینند.
2- آنهایی که روی فرد نظر دارند.
اولی بر این حقیقت تاکید می کند که بیشتر افراد متمایل به خودکشی، فاقد آن فعالیت های اجتماعی هستند که زندگی را قابل تحمل و با ارزش می سازند، در حالی که دیدگاه دوم بر نقش فرد در تصمیم گیری به منظور دست زدن به خودکشی تاکید دارد.
افرادی که دست به خودکشی می زنندممکن است خصومت یا تکانه های پرخاشگرانه را به خودشان برگردانند یا ممکن است تجاربی را داشته باشند که فکر خودکشی را تقویت کند یا ممکن است از خودکشی به عنوان طریقی برای حل مشکل ومسئله خود استفاده کنند.
آمار خودکشی در ایران و جهان
در هر 20 ثانیه یک نفر خودکشی می کند
سالانه حداقل یک میلیون نفر در سراسر دنیا خودکشی می کنند یعنی در هر 40 ثانیه یک نفر (به نقل از خبرگزاری فرانسه).
طی مقاله ای که به تازگی به چاپ رسیده است، این آمار از سوی وزارت بهداشت تایید شده است. خودکشی دهیمن دلیل مرگ است و یک و نیم درصد مرگ های جهان را به خود اختصاص داده است. خودکشی به تنهایی در چین علت 30 درصد فوت هاست.
نسبت خودکشی مردان به زنان 2 و نیم به یک و در بعضی از مواقع 4 و نیم به یک است. هر چند که آمار خودکشی در ایران نسبت به بسیاری از کشورها در رده پایین تری قرار دارد اما مقایسه این آمار با آمار ثبت شده سال های گذشته در کشورمان، رشد قابل توجهی را نشان می دهد.
طبق آمار منتشر شده از سوی وزارت کشور انگیزه خودکشی در مطالعات انجام گرفته به ترتیب مربوط به مسائل ناموسی، اختلالات خانوادگی، تحصیل و ازدواج، شکست و ناامیدی، فقر و تنگدستی، بیماری های روانی استرس ها و فشارهای روانی، تنهایی، عشق و تمایلات شدید عاطفی و اعتیاد به مواد مخدر و مواد توهم زا بوده که در این میان سهم خودکشی با انگیزه اختلافات خانوادگی با 41 درصد بالاترین علت خودکشی ذکر شده و از لحاظ جنسیتی، اقدام به خودکشی در مردان 8 برابر زنان بوده است.
بیشترین دلیل خودکشی در نوجوانان ایجاد فاصله و فقدان رابطه مناسب بین فرزندان و والدین ذکر شده است؛ فاصله ای که موجب می شود والدین درک صحیحی از وضعیت فرزندان خود نداشته باشند. سرپرست اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت گفت: سالانه 6 نفر به ازای هر 10 هزار نفر جمعیت در ایران اقدام به خودکشی می کنند که معادل 4200 نفر در سال است.
اما همه خودکشی ها منجر به فوت نمی شوند.
متاسفانه در استان خوزستان میزان خودکشی ها بالاست. در یک نگاه کلی می توان چنین برداشت کرد که عوامل زیر در بالا رفتن آمار خودکشی در استان خوزستان دخیل هستند: بیکاری مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی خانوادگی، شخصی، فشارهای ناشی از سرخوردگی، معضلات فرهنگی، مسائل ناموسی، اختلافات و مشکلات خانوادگی و خلاء عاطفی در خانواده ها.
رفتارهای خودکشی را می توان به صورت افکار خودکشی و اقدام به خودکشی منجر به فوت تقسیم کرد و هرگونه تهدید به خودکشی باید از سوی اطرافیان و درمانگران جدی گرفته شود. آنچه مسلم است هر انسانی که به دلیلی دست به خودکشی می زند، حتما به نقطه ناامیدی مطلق رسیده است و به نظرش تنها راه نجات، خاتمه دادن به زندگی خودش است.
روانشناسان معتقدند که خودکشی در حقیقت یک روش کاهش درد و نگرانی است و اگر اطرافیان خطر را احساس کنند و به موقع اقدام کنند می توان با کاهش این درد، جلویخودکشی را گرفت.
یکی از مهمترین روش های پیشگیری از خودکشی درمان افسردگی است، چون افسردگی از مسائلی است که باعث ایجاد افکار خودکشی در شخص می شود.
مهمترین عامل در رفتارهای خودکشی برای افراد زیر 30 سال، اختلالات سازشی و تعارضات خانوادگی است و یکی از اقدامات پیشگیرانه، عدم انتشار اخبار خودکشی در مطبوعات است که از نظر سازمان بهداشتی جهانی بهترین اقدام است.
با تمام تجزیه و تحلیل هایی که از خودکشی می شود، آنچه که مسلم است، انسان سالم اسیر شرایط زندگی نمی شود بلکه می تواند شرایط بد زندگی را به میل خود و با توانایی هایی که دارد، تغییر دهد. هر انسان سالمی قادر است که برای خودش انگیزه های متفاوتی جهت ادامه زندگی بیابد تا بتواند یک زندگی با ارزش را ادامه دهد.
خودکشی انواع و اقسامی دارد و از جهات مختلف می توان آن را تفسیر نمود.
1- از جهت موفقیت در عمل
خودکشی کامل یا موفق به خودکشی ای گفته می شود که شخص اقدام کننده موفق شد که از این راه به زندگیش پایان دهد. اما در خودکشی ناقص یا ناموفق فرد از این عمل جان سالم بدر می برد.
بین آنان که اقدام به خودکشی می کنند، با آنان که از این اقدام کشته می شوند تفاوت هست.
جیمز کاستلی می گوید:
"تخمین زده می شود که در مقابل هر خودکشی کامل و موفق حداقل هشت و حداکثر صد مورد اقدام به خودکشی ناموفق وجود دارد."
2- از جهت وسیله و ابزار خودکشی
گاهی با خلق آویز کردن و گاهی با مواد سمی و گاهی با آتش زدن؛ برخی با اسلحه گرم و یا سرد و مانند این امور اقدام به خودکشی می کنند.
3- - از جهت هدف و انگیزه
در این باره گفته اند:" گاهی خودکشی صورت خود دوستی دارد. بدین معنا که آدمی خود را آن چنان دوست دارد که بدین معنا که آ دمی خود را آن چنان دوست دارد که حتی حاضر نیست گردی به دامنش بنشیند یا غباری بر چهره او قرار گیرد. انتظار دارد که همگان وجود او را آن چنان که مورد نظر اوست دوست بدارند. عشق به خود و علاقه به خود سبب آن می شود که اگر احساس کرد برای او قرار است تلخ کامی پیش آید دل به مرگ دهد.
- گاهی خودکشی برای جلب نظر و کسب معروفیت است. آن کس که دچار احساس کمتری است و گمان دارد که در آسمان بدین وسعت ستاره ای نیست که برای او بدرخشد حتی ممکن است تن به خودکشی دهد، تا از این راه جلب نظر و کسب معروفیت کند.
- گاهی به خاطر دیگری است. مثل غم مرگ و از دست دادن عزیزی که گمان دارد در آن صورت برای اون غیر قابل تحمل است یا میل به مجازات دیگران که از طریق مرگ خود دل آنان را بسوزاند و اشک آنان را جاری سازد." (7)
"امیل دورکهایم " جامعه شناس فرانسوی خودکشی را منحصراً از دیدگاه تعامل میان فرد و جامعه نگاه می کند و آن را به سه دسته بزرگ تقسیم می کند:
1- خودکشی ناشی از بی قانونی یا بی هنجارانه
2- خودکشی ناشی از خودخواهی یا خودکشی خودخواهانه
3- خودکشی ناشی از غیر خواهی یانوع دوستانه
- مراد از خودکشی ناشی از خودخواهی این است که فرد مطلقا هیچ گونه وابستگی به جامعه ندارد و خود را به هیچ شیوه معنا داری مقید به جامعه و دیگر افراد نمی داند.
او پس چدا شدن از خانواده یا مذهب و یا اجتماع اقدام به خودکشی می کند.
- مراد از خودکشی بی قانونی یا هنجارانه این است که خود جامعه وابستگی های فرد به جامعه را تضعیف می کند و وی را در مقابل تکانه های خود کشانه مستعدتر می سازد.
به دیگر سخن این که: فرد می بیند وسایلی را که در اختیار دارد با احتیاجات نمی خواند و به اصطلاح امیدش را به اجتماعی از دست می دهد، نا امید می شود و از اجتماع جدا می گردد و به خود کشی روی می آورد. این نوع خودکشی معمولاً در دوران بحران اقتصادی و به هنگام جدایی زن و شوهر و از این قبیل امور، رخ می دهد.
- مراد از خودکشی ناشی از غیرخواهی یا نوع دوستانه این است که فرد شدیداً وابسته و مقید هنجاریهای جامعه خود است و به علت نیرومندی شدید این وابستگی ها، دست به خودکشی می زند. امیل دورکهایم در بیان انواع خودکشی ها، فداکاری و ایثار در راه عیقده و مکتب را نیز نوعی از خودکشی بیان داشته است.
در حالی که این از انواع خودکشی نیست. چرا که خودکشی معلول احساس ویژه ای است که بر شخص بیمار روانی عارض می شود و به دنبال این عارضه به عمل خودکشی مبادرت می کند، در حالی که فداکاری در راه عقیده این چنین نیست، ایثارگر از سلامت روانی بهره مند است و آگاهانه و سنجیده دست به این اقدام می زند و به دنبالش تحسین قهرمانانه را به دنبال دارد. که سخن در این باره در چند صفحه گذشته بیان شد.
مثالی درباره خودکشی غیرخواهانه یا نوع دوستانه:
مردی از اهالی ملایر پسر خود را که به مرض سرطان مبتلا شده بود به بیمارستان آورد، پسر کوچکترش نیز به همراه آنان بود، شب هنگام زمانی که برادر کوچکتر متوجه شد که برادرش سرطان دارد و به زودی خواهد مرد، در محوطه بیمارستان با حلق آویز کردن خودکشی کرد. و نیز از جهت انگیزه
گاهی شخص به راستی قصد دارد که خودکشی کند و جانش را از دست بدهد و از مشکلات خلاص شود.
و گاهی شخص واقعاً قصد خودکشی ندارد بلکه برای جلب توجه دیگران به خودکشی مبادرت می کند تا وانمود کند که وی ناراحت است تا از این راه، محبت دیگران و توجه آنان را به خود جلب نماید.
آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کنندهای در زندگی مواجه شدهاید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دورهای از زندگی خود به مرگ فکر کردهاند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل میکنند. بحران خودکشی تجربهای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشیگرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.
چه چیزی به بحران خودکشی منجر میشود؟
یک بحران خودکشی معمولا توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعهای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال میکنند، ایجاد میشود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت میباشند. زمانی که نظام مقابلهای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن میتواند شخص را به افکار خودکشی ، آسیبپذیر نماید.
احساسات شخص خودکشی کننده
عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کنارهگیری میکند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی مینماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش مییابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد میشوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج میگردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر میگیرد.
شیوههای مواجهه با افکار خودکشی
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت توجیه زندگی (زنده ماندن) است.
•ترسها ، ناکامیها و نگرانیهای خود را با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید. اگر شما راهحلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راهحلی وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی است که از طریق آن نیرو ، امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف راهحلهای دیگر جهت حل و فصل بحران منجر میگردد. اگر افکار خودکشی پیش از چند روز طول کشید، کمک حرفهای و تخصصی الزامی خواهد بود.
•آنچه را که موجب ناراحتی شما میشود، بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این ، چگونگی رویاروییتان با مشکلات را معین کنید. با مشخص کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام میدهید، دریچه ذهن خود را برای راهحلهای دیگر باز میگذارید.
•افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاریهای زندگی خود تعمق و تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر اسنادها ، تواناییها و مشارکتهای شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و تواناییهایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.
•کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب خواهد دید، مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است. بهرحال ، ما همه در شبکههای اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطهای معنیدار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب میآیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را بهتر سازید. زندگی در دورههایی از زمان سخت میگردد، همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمککننده خواهد بود.
پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی میکنند؟
خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی میکنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راهحل غلبه بر احساسات غیرقابلتحمل است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه میدهد. درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید میگردند که فرد را دریافتن راههای مختلف حل مشکل خود ناتوان میسازند. درحالی که راهحلهای دیگری نیز وجود دارند..
همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بیکسی و ناامیدی را تجربه میکنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بیارزشی را در ما بوجود میآورند. ورشکستگیهای اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمدهای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه میگردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد میباشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی میدهیم.
در تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعهای که شما برای آن اهمیتی قائل نمیشوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس میکند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به عنوان راهحل جذاب برای وی وجود دارد.
علائم خطر
حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی میکنند، قبل از اقدام ، به گونهای قصد خودشان را نشان میدهند. آگاهی از این نشانهها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدیهایی کمککننده باشد. اگر شما فردی را میشناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست در امتحان دچار مشکل میباشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآیید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم میخواهد خودم را بکشم ، یا ، نمیدانم چه مدت دیگر میتوانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا اینکه ، من قرصهایم را برای روزی نگهداشتهام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ، اخیرا طوری رانندگی میکنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع میگردانند. بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، میتواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران میباشد.
بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی میافتند تغییراتی دیده میشود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کنارهگیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند و یا علاقهشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشتهاشان از دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید میتواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی میبیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .
باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی
باور غلط: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.
حقیقت: بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کردهاند. بسیاری از افرادی که خودکشی میکنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی بودهاند.
باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمیروند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی که اقدامهای قبلی خودکشی داشتهاند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر میباشد.
باور غلط: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمیتوان برای آنها انجام داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گرفتهاند. کسانی که اقدام به خودکشی میکنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها میباید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.
باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگیهای هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد میدهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید که این امر میتواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد. این گونه صحبتها همچنین باعث میشود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
چگونه میتوان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود.
اغلب خودکشیها را میتوان با اقدامهای بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد میشناسید، لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:
•خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجلهای در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.
•بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
•فرد را به استفاده از روشهای حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد، نمیتواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش میدهد بحث و گفتگو نمائید.
•از دیگر افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینههای تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکلدار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.
اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمود که بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل تحملترین دردها و ناراحتیها نیز میتوانند تحمل گردند.
کمک همیشه در دسترس شماست. افراد باهوشی بودهاند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شدهاند.
روزانه چند نفر خودکشی می کنند؟
طبق آخرین آمار سازمان جهانی بهداشت (WHO)، روزانه نزدیک به 3000 نفر به طور متوسط در جهان دست به خودکشی میزنند.
هر سال در تاریخ دهم سپتامبر به مناسبت «روز جهانی پیشگیری از خودکشی» و به منظور افزایش اطلاعرسانی در زمینه اقدامات پیشگیرانه ضروری با هدف کاهش نرخ قربانیان خودکشی در سراسر جهان مراسم ویژهای در کشورهای مختلف برگزار میشود.
همزمان با یازدهمین سالگرد مراسم روز جهانی پیشگیری از خودکشی شعار «ننگ اجتماعی: مانع اصلی برای پیشگیری از خودکشی» برای این روز تعیین شده است.
برگزاری مراسم روز جهانی پیشگیری از خودکشی به سازمانها، آژانسهای دولتی و افراد این فرصت را میدهد تا سطح آگاهیهای خود را در مورد خودکشی، بیماریهای ذهنی مرتبط با خودکشی و پیشگیری از خودکشی افزایش دهند.
طبق آخرین آمار سازمان جهانی بهداشت (WHO)، روزانه نزدیک به 3000 نفر به طور متوسط در جهان دست به خودکشی میزنند.
همچنین در ازای هر فردی که خودکشی نافرجام دارد، 20 نفر یا بیشتر تلاش میکنند تا به زندگی خود پایان دهند. در حقیقت هر سال حدود یک میلیون نفر در جهان بر اثر اقدام به خودکشی جان خود را از دست میدهند.
بررسیها نشان میدهد افرادی که دست به خودکشی میزنند واقعا احساس میکنند خودکشی تنها راهحل باقیمانده برای آنان است اما همیشه یک راه دیگر وجود دارد که با کمک یکدیگر میتوان از پس آن برآمد.
خودکشی یکی از عمدهترین علل قابل پیشگیری مرگ زودرس در افراد بوده و تحت تاثیر عوامل خطرزای زیست محیطی، فرهنگی و روانی – اجتماعی است.
شواهد قوی وجود دارد که نشان میدهد پیشگیری به موقع و رسیدگی کافی میتواند نرخ اقدام به خودکشی را به میزان چشمگیر کاهش دهد.
مراسم روز جهانی پیشگیری از خودکشی از سال 2003 میلادی هر سال در روز دهم سپتامبر برگزار میشود. هدف از برگزاری مراسم این روز موارد زیر عنوان شده است:
- افزایش آگاهی در مورد قابل پیشگیری بودن خودکشی
- ارتقا آموزشها در مورد خودکشی
- افزایش اطلاعات در مورد آگاهی از خودکشی
- کاهش انگ زدن به افراد با سابقه اقدام به خودکش
سازمان جهانی بهداشت و انجمن بینالمللی پیشگیری از خودکشی (IASP) فعالیتهای خود را در این راستا قرار دادهاند که خودکشی، بیآبرویی یا جرم در نظر گرفته نمیشود و مجازاتی به همراه ندارد.
نقش سازمان جهانی بهداشت این است که اقدامات سیاسی اتخاذ کند و اقدامات ملی را با هدف پیشگیری از خودکشی، تحکیم ظرفیت برنامهریزی ملی و ایجاد ظرفیتهای ملی برای اعمال این اقدامات در پیش گیرد.
یکی از روشهای مطرح پیشگیری از خودکشی محدود ساختن دسترسی افراد به لوازم خطرناک است. به طور مثال خودسوزی با زغال یکی از روشهای عمده خودکشی در شهرهای آسیایی است زیرا زغال به راحتی در فروشگاههای این کشورها به فروش میرسد.
در انگلیس نیز برای مقابله با خودکشی فروش داروهای غیرنسخهای به افراد ممنوع است که این محدودیت موجب شده مرگ ناشی از مصرف بیش از حد دارو تا 34 درصد کاهش بیابد.
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، خودکشی معضل عمده حوزه سلامت عمومی در کشورهای پردرآمد است و به مشکلی نوظهور در کشورهای با درآمد پایین و متوسط تبدیل شده است.
کمبود دسترسی به مراقبتهای مناسب یکی از عواملی است که بدنامی و ننگ اجتماعی مرتبط با بیماریهای روانی و در نتیجه میل به خودکشی را شدت میبخشد.
این نوع از بدنامی که در بسیاری از جوامع ریشه دارد از عوامل مختلفی نشات میگیرد. یکی از دلیلهای بدنامی نسبت به این افراد، کمبود دانش یعنی ناآگاهی است که این مشکل از طریق فراهم آوردن برنامههای آموزشی جامعه محور برای زیرگروههای خاص در جامعه قابل حل است.
هدف از اجرای چنین برنامههایی افزایش آگاهی عمومی از ویژگیها و درمانهای افراد مبتلا به بیماریهای روانی یا رفتارهای خودکشی است. اما افزایش آگاهی تنها راه کافی برای مقابله با انگ زدن به این افراد نیست بلکه نگرشهای منفی در مورد افراد مبتلا به بیماریهای ذهنی یا محرکات خودکشی در بسیاری از جوامع شایع است که این نگرشهای منفی با تنها افزایش آگاهی تغییر نمیکند بلکه اقدامات ریشهدارتری مورد نیاز است.
در گزارش سازمان جهانی بهداشت تاکید شد: خودکشی، یکی از علل اصلی مرگ و میر در جهان به ویژه در میان جوانان است. شمار قابل توجهی از افرادی که جانشان را بر اثر خودکشی از دست میدهند از بیماری روانی رنج میبرند.
برآوردهای اخیر نشان میدهد تعداد قابل توجهی از افراد مبتلا به بیماریهای روانی که بر اثر خودکشی میمیرند در آستانه مرگ به خدمات بهداشتی و اجتماعی دسترسی ندارند. در بسیاری موارد، خدمات کافی برای کمک به افرادی که در زمان بحران نیاز به کمک دارند، وجود ندارد.
داغ ننگ همچنین یک انگیزه اساسی برای اعمال تبعیض شامل اعمال محدودیتهای ناعادلانه و غیرقانونی بر آزادی افراد بیمار یا مایل به خودکشی است. این محدودیتها میتواند در سطوح شخص، اجتماع یا نهاد صورت گیرد. یک نمونه فوقالعاده در این زمینه عبارت است از جرمانگاری خودکشی است که هنوز در بسیاری از کشورها وجود دارد.
تبعیض میتواند افراد متاثر از بیماری روانی یا در فکر خودکشی را از کمک گرفتن از متخصصان بازدارد یا دلسرد کند. بیتردید،
جرمانگاری خودکشی میتواند یک عامل بازدارنده قوی در کمک خواستن افرادی باشد که در هنگام بحران شدید، نیاز به حمایت و مراقبت دارند.
امسال، انجمن بینالمللی پیشگیری از خودکشی در روز جهانی پیشگیری از خودکشی، نخستین فعالیت اصلی خود را به منظور افزایش آگاهی عمومی درباره خودکشی و پیشگیری از آن در سراسر جهان و کاهش داغ ننگ مرتبط با آن اجرا میکند.
بیشترین و کمترین تعداد خودکشی در کجای دنیا رخ می دهد؟ جامعه > آسیبها - امروز روز جهانی پیشگیری از خودکشی است ،وقتی که فردی به هر نحوی احساس کند دیگر مورد توجه جامعه نیست انگیزه های خودکشی در فرد افزایش می یابد،خوشبختانه کشور ما از کشورهای است که پایین ترین آمار خودکشی را در میان کشورهای جهان دارند.
هادی معیری نژاد - خودکشی از منظر جامعه شناسان و رفتار شناسان اجتماعی هنگامی رخ می دهد که فرد از دایره نظارت اجتماعی خارج شود.این نظارت به معنای تحت نظر بودن نیست بلکه احساسی است که فرد در جریان اجتماعی شدن به دست می آورد و آن حس مهم بودن وتحت توجه بودن از طرف جامعه است.
در بسیاری از کشورها که وضعیت اقتصادی نامناسب می شود موج اخراج از کار اگر توام با بیمه های بیکاری قابل توجه نباشد فرد را به این فکر می اندازد که از دایره تقسیم کار اجتماعی خارج شده و دیگر برای جامعه مهم نیست.این انگیزه ها احتمال انجام خودکشی را افزایش می دهد . همچنین که ناتوانی از تامین معاش خانواده می تواند موجب این کار شود.
نقش اعتقادات در بروز خودکشی
اعتقادات مذهبی اثر دو گانه ای بر پدیده خودکشی دارند گاه در کشورهای کاتولیک و مسلمان به دلیل گناه بسیار زیاد آن فرد را در خودکشی نکردن در شرایط نا امیدی یاری می کند ولی گاه در بعضی از ادیان مانند ادیان شرق دور فرد را به خودکشی آیینی مثل هاراگیری و یا خودکشی های دست جمعی مثل فرقه فالون گونگ وا می دارد.
در کشورهای اروپایی و ژاپن که سر آمد خودکشی در جهان هستند سه نوع عمده از خودکشی را می توان دید.
در کشورهای شرق اروپا فقدان اعتقاد به روز قیامت ، وضعیت بد اقتصادی ، مصرف بالای الکل و سقوط مفهوم خانواده و ارزشهای اجتماعی و همیت جمعی خودکشی بسیار شایع است لیتوانی ،روسیه و جمهوری چک از بارزترین مثالهای این بحث هستند.
در کشورها غرب و شمال اروپا افسردگی ریشه در زنگی یکنواخت دارد که در مدلهای کلاسیک خودکشی در خودکشی های سرنوشت گرایانه قرار میگیرد وقتی که فرد هیچ نویدی برای گریز از دایره روزمرگی و یا سرنوشت محتوم پیدا نمی کند.
در ژاپن و کره جنوبی نیز معمولا ترس از آبرو ریزی و همچنین فقدان اعتقادات مذهبی و ساختار فرهنگی خاص آن جوامع موجب افزایش احتمال خودکشی در شرایط خاص اقتصادی- اجتماعی را فراهم می آورد.
نوع دیگر از خودکشی که بیشتر در بین زنان در جوامع سنتی روی می دهد همان خودکشی سرنوشت گرایانه است که دایره وسیعی از خودسوزی تا خوردن سم را در بر میگیرد این نوع خودکشی به خاطر عدم توانایی فرد از سرنوشتی است که دیگران برایش رقم می زنند مثل ازدواج اجباری نداشتن جهیزیه مناسب وموضوعات ناموسی این خودکشی در هند و بنگلادش بسیار شایع است ضمن آن که در استان ایلام و خوزستان نیز در ایران بسیار شایع است
در ایران دو فیلم سینمایی مطرح توسط داریوش مهرجویی به نام" بمانی" و خسو سینایی به نام "عروس آتش " ساخته شده است.
نمودار زیر بیانگر میزان خودکشی در برخی از ملل جهان است که دارای بالاترین نرخ خودکشی هستند.