ليلا كامراني كارشناس روان‌شناسي در گفت وگوبا ايسنا : صدا وسيما اگر انتظارات مردم را برآورده نكند سست

 

اگر صدا وسيما انتظار مردم را برآورده نكند ، حس سستي و كرختي را به آنان القا مي‌كند وباعث كاهش روحيه شادابي و اميد به زندگي مي‌شود. ليلا كامراني كارشناس روان‌شناسي و مشاور كودك در نشريه‌ي خانواده‌ي سبز در گفت وگو با ايسنا گفت: زماني كه صدا وسيما از برنامه‌هاي شاد ونشاط‌آور استفاده مي‌كند اين شادي را به بينندگان خودش منتقل مي‌كند. به عنوان مثال در شب تولد بزرگي انتظار مي‌رود كه صدا وسيما برنامه‌هاي خاص خودش را داشته باشد ودر پي اين انتظار مردم به تلويزيون يا راديو پناه مي‌برند تا از آن برنامه‌ها استفاده كنند واگر اين رسانه‌ها در هر ايام برنامه‌هاي خاص آن روز را به نحو احسن به تماشا بگذارند ، نه تنها بار يادگيري و آموزشي دارد بلكه روحيه‌ي مردم بهتر خواهد شد و تغيير و تحولات عظيمي را درميان مردم ايجاد مي‌كنند و با تحقيق و بررسي و شناخت شرايط و ويژگيهاي قشرهاي مختلف مي‌توان برنامه‌هاي ارزنده تهيه كرد كه دل هر رده‌ي سني را بدست آورد. ليلا كامراني در ادامه گفت: جامعه صنعتي و تمدن شهرنشيني عواقبي را در پي دارد كه باعث افت وضعيت روحي و رواني مردم شده است .از سوي ديگر در جامعه كنوني تفريح كردن برابر با خرج كردن پول گزاف شده است و كسي كه از نظر مالي غني‌تر است از تفريحات و برنامه‌هاي بهتري مي‌تواند استفاده كند وبهتر مي‌تواند فكر و انديشه‌اش را بر روي رفاه فردي متمركز كند كه اين مساله در مورد همگان صادق نيست . البته بسياري از برنامه‌هاي تفريحي وجود دارد كه نياز به پرداخت پول ندارد و دولت مي‌تواند اين تسهيلات را در اختيار مردم قرار دهد. وي در ادامه تصريح كرد : در جايي كه دولت نمي‌تواند نياز مردم را برآورده كند اين پدر ومادران هستند كه بايد كمبودها را جبران كنند وخانواده به عنوان يك جامعه كوچك نقش اصلي و مهمي در اين زمينه ايفا مي‌كند. كارشناس روان‌شناسي در ادامه گفت : اميد به زندگي و روحيه شادابي مردم با آسيب‌هاي اجتماعي رابطه عكس دارد و افزايش يكي ، باعث كاهش ديگري مي‌شود و اگر آسيب‌هاي اجتماعي فراوان باشد، اميد زندگي و شادابي مردم رو به افول مي‌رود و اگر شخصي از نيروي اميد زندگي و شادي برخوردار نباشد حتما دچار آسيب‌هاي اجتماعي متنوعي مي‌شود. ليلا كامراني در پايان در مورد تاثير موسيقي بر روحيه شادابي مردم گفت: با آمدن موسيقي پاپ كه خود بحث تخصصي دارد در روحيه مردم به خصوص نسل جوان تغييرات فاحشي را مي‌توان نظاره كرد و بسياري از آنها با موسيقي‌هاي جديد انس گرفته ونيروي جديدي در رگهايشان به جريان افتاده است و فايده‌ي ديگرش كاهش علاقه به موسيقي غيرمجاز بوده كه خود ارزش بالايي دارد. انتهاي پيام

موسیقی درمانی

موسیقی وموسیقی درمانی
تاریخ مملواز نظرات واستنباط های متفکران پیرامون تاثیرات درمانی موسیقی است.برخی ازنظرات حاوی حقایقی است که در زمان خودقابل بررسی وتحقیق نبوده است وبه تدریج با پیشرفت دانش صحت وسقم آن مورد ارزیابی قرار گرفته است.به عنوان مثال افلاطون فیلسوف بزرگ یونانی در دو هزار سال پیش ابراز می دارد که موسیقی برای ادامه حیات ضروری است وهوش،مشاهده،استنباط وعواطف روحی بشر را می افزاید.اومی گوید شما ثقیل ترین روح را در اختیار من بگذارید،من قادرم به نیروی موسیقی کدورت عارضی را از روان او زدوده،مردمی هوشمندوسلحشور به شما تحویل می دهم.
این گونه نظرات گرچه کلی هستنداما در بعضی موارد به اثبات رسیده است به طوری که در حال حاضر موزیک درمانگران با انجام تحقیقات وکاربردتکنیک های موسیقی درمانی نتایج ارزنده وپیشرفت های چشمگیری در زمینه های توانبخشی به دست آورده اند.
پیشرفت دانش موسیقی درمانی در چند دهه ی اخیرموجب شده است تا دانشکده ها،انجمن ها،وموسسات آموزشی تاسیس وبه صورت ارگان های منظم وحرفه ای مشغول فعالیت وآموزش شوند.وفارغ التحصیل این مراکز مانند دیگر متخصصان در کلینیک های درمانی ومراکز آموزشی وخدماتی مشغول به کار هستند.
اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد وحواس وعواطف را تحریک می کند وبا ایجاد انرژی موجب انگیزه وفعالیت می شوند.نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل وریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلول های عصبی احساس وانگیزه ای را تقویت،تضعیف،ویا منتقل می سازند.به طور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل وتداعی وتهییج عواطف درروحیه ی شنونده اثر می گذارد.
در تعریف موسیقی درمانی در حوزه ی اتیسم باید گفت: موسیقی درمانی استفاده سازمان یافته از موسیقی وموزیک برای کمک به کودکان دارای اتیسم می باشد.
همچنین باید گفت موسیقی وسیله وابزار اولیه موسیقی درمانگران است که آن هارااز دیگر درمانگران جدا می کند.موسیقی درمانگران ملزم به گفتگوهای گسترده با مراجعین نیستند. آن ها برای ارتباط با درمانجوبه جای کلمات ازموسیقی وفعالیت های موزیکال استفاده می کنند.پس از برقراری رابطه،درمانگر سعی می کندکه ارتباط را محکم سازدوضمن آشنا کردن ومواجهه کردن درمانجو باتجربیات موزیکی،سطح کارکرد اورابهبودبخشد.فعالیت  های موزیکی ممکن است شامل آوازخواندن،نواختن ساز،گوش دادن به موسیقی،ساختن آهنگ،حرکت باموسیقی ویا ترکیب سازها باشد. درحال حاضر موسیقی به عنوان روش موثر در درمان رفتارهای کودکان دارای اتیسم مطرح است.کودکان دارای اتیسم به دلیل مشکلات زبانی و رفتار های قالبی ودرخودماندگی به درمان های رایج روانپزشگی کمتر پاسخ مثبت می دهند.موسیقی با دنیای متنوع ریتم به عنوان یک روش موثر وهمچنین ایجاد ارتباط های غیر کلامی ریتم دار و موسیقیایی می تواند به خوبی با کودکان دارای اتیسم ارتباط بر قرار کرده وپاسخ های آن ها را تحریک نماید.
تحقیقات نشان می دهد که کودکان دارای اتیسم از موسیقی به عنوان نشانه هایی برای ارتباط متقابل بهره می گیرندوهمچنین شرایط ومحرک های موسیقایی را بر شرایط و محرک های بینایی و شنیداری ترجیح می دهند.
برخی ازموسیقی درمانگران فهمیده اند که موسیقی می تواند وسیله ای موثر جهت برقراری ارتباط با کودکان دارای اتیسم باشد.موسیقی از پدیده هایی است که کودکان دارای اتیسم باعلاقه ورغبت به آن توجه نشان می دهند.فعالیت های موسیقی غالبا تقویت کننده موثر در ایجاد پاسخ های متقابل وآگاهانه کودکان دارای اتیسم است مانند افزایش تکلم،ایجاد پاسخ های شفاهی،افزایش تماس چشمی،رشد آگاهی های محیطی،ورفتارهای مناسب اجتماعی.