مهد بزرگسالان ، فرصتی برای زندگی در سالمندی
«مامان بزرگ چرا با ما بیرون نمیایی؟چرا اینقدر بیحوصلهای؟»، «اگر پیر شم تنها میمونم.این منو میترسونه»، «مامان هیچ کاری نمیشه برای مامان بزرگ کرد که بهانهگیری نکنه؟»،« پدرم به تازگی فوت کرده است و مادرم تنها زندگی میکند، دائم نگران تنهایی او هستم» و...
این گفت و گو ها برای خانواده هایی که با پدر یا مادر سالمند خود زندگی می کنند بسیار آشناست . در چنین شرایطی بسیار پیش می آید که اعضای جوان تر خانواده دلشان خواسته برای ساعتی مامان بزرگ و بابابزرگ در خانهشان نباشد. از طرفی فرزندان نیز همیشه نگران والدین تنها و سالمند خودشان هستند که چه میکنند و کجا می روند این که ای کاش جایی بود که میشد ساعتی را آنجا بگذرانند.ولی این داستان، روی دیگری هم دارد و آن توجه به نیازها ی خود سالمند است .
این که گمان کنیم سالمندان عمرخود را کردهاند ودیگرکاری ازدستشان برنمیِآید،تصوری نادرست است.بسیاری از هنرها و فنون هستند که فرصت یادگیری آنها در طول زندگی فراهم نشده است و سال های میانسالی و سالمندی می توان آنها را فرا گرفت و از این فراگیری لذت برد . در واقع سال های تنهایی و دوری از فرزندان برای هر سالمندی می تواند فرصتی باشد برای یادگیری مهارتها وهنرهایی که آرزویش را داشته است .
حتی این سوالات ممکن است به ذهن فرزندان نیز خطور کند که برای پدر و مادرمان چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که هم خودمان راحت باشیم و هم روحیه شاد آنها را حفظ کنیم؟
این دغدغهها در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته بسیار مورد توجه قرار گرفته و مراکزی برای کمک به رشد این گروه ازجامعه تاسیس شده است.مسوولان ما نیز بیاد توجه بیشتری را به جمعیت سالمند جامعه معطوف کنند ،بویژه آنکه جمعیت ما رو به پیری است .
خوشبختانه در ایران نیز چنین مراکزی درحال پا گرفتن است، اما نیاز به گسترش و بالندگی بیشتری با جذب سرمایه گذاری بیشتر در این حوزه دارد .تاسیس مکان هایی تحت عنوان "مهد بزرگسال" یا " پاتوق سالمندی " میتواند به سالمندان کمک کند تا کارآمد شوند و گمان نکنند کاری نمیتوانند، بکنند و منتظر مرگ باشند.
فرد میانسال و سالمند در چنین مکانی می تواند سرویس های متفاوت بگیرد. ورزش کند، فیزیوتراپی شود، کاردرمانگر عملکرد او را بهتر کند، روانشناس آماده مشاوره دادن به اوست، از نظر پزشکی نیز چک میشود و... .
به این ترتیب میتوان دوره سالمندی را با وجود چنین مراکزی، وقت زندگی دانست؛یک زندگی جدید که با شادیها و توانمندیهای خودش شروع می شود.
به این ترتیب نباید نگران تنهایی سالمندمان باشیم و ناگزیر از این که نمیتواند ما را همراهی کند، برنامه مان را کنسل کنیم یا به اصرار، او را همراه ببریم.با کمک این مراکز، سالمند میتواند زمانش را به آموزش بگذراند و دیگر اعضای خانواده از برنامهشان با خیال راحت لذت ببرند.
لیلا کامرانی ،کارشناس ارشد روان شناسی بالینی
این یادداشت در تاریخ 9-7-98 در صفحه 14روزنامه جامجم چاپ شده است.