قهر ممنوع!

«من اصلا جرات ندارم با همسرم حرف بزنم. تا نظرم را بگویم، بلافاصله دعوایمان می شود و قهر می کند.خسته شده ام از بس منت کشیده ام.بیشتر روزها را در قهر به سر می بریم.افسره شده ام.»

این جملات و امثال آن را این روز ها زیاد می شنویم .همسرانی که به جای استفاده از لحظات برای رشد و پویایی زندگی شان،خانه را به غمخانه تبدیل می کنند و باعث ایجاد فاصله و سردی روابط می شوند.

دلایل قهر

چرا باید زوجین با هم قهر کنند و چه دلایلی باعث می شود از سلاح قهر استفاده کنند و در آخر این که چه باید کرد.

در این خصوص با چند کارشناس گفت و گو کردیم و نظراتشان را پرسیدیم.فریبا حاتمی ،روان شناس می گوید: ما وقتی به این دنیا می آییم ، مفهوم رابطه و ارتباط معنی پیدا می کند. اگر نوزادی را از پدر و مادرش جدا کنند و از او محافظت بشود، ولی ارتباطی با کسی و جایی نداشته باشد، اصلا انسان نخواهد شد.

پس درخصوص ارتباط، ما با دو مفهوم درد و لذت در ارتباط هستیم. یکی رابطه ای که لذت بخش است، شادی آفرین است و احساس خوبی به ما می دهد و یکی رابطه ای که رنج آور و درد آور است.

بسیاری از ما در کودکی به دلیل شرایط و ویژگی هایی که داریم و امکاناتی که پدر و مادر دارند، مهربانی یا نامهربانی والدین، آگاهی یا ناآگاهی آنها می توانیم در رابطه هایمان وارد مرحله دوستی و محبت بشویم.

یعنی با محبت، همکاری ، دوستی و دست همدیگر را گرفتن پیشرفت کنیم و بعضی اوقات متاسفانه شرایط، امکانات، تعلیم و تربیت و حوادث اطراف ما که می تواند حتی فیزیکی باشد، ما را به این نتیجه می‌رساند که رابطه یعنی درد، یعنی جنگ و جایی که باید مهر و محبت و عشق بنشیند، کینه و تنفر می نشیند.

تنفر نمی تواند خودش را نشان بدهد چون تنبیه می شود، آسیب می بیند. پس کینه جویی می کند. بدجنسی می کند. علیه کسی حرف می زند. غیبت می کند. جایی هم زورش برسد آزار می دهد؛ بنابراین از مکانیسم دیگری استفاده می کند به نام قهر. یعنی خودم را کمی رنج می دهم و دیگران را هم وادار می کنم رنج بکشند.

منطق قهر

قهر یکی از انواع مرموزو پیچیده بازی های بد زندگی است و نوعی از خشم و عصبانیت است.

منطق قهر این است: «من چون کاری نمی کنم، پس گناهی هم مرتکب نشده ام» که منطق اشتباهی است. این که من هیچ کاری نکرده ام یا حرفی نزده ام دلیلی برای این که من عیب و ایرادی ندارم یا کار بدی نکرده ام، نخواهد بود.

حاتمی می افزاید: بیشتر اوقات قهر، دلیل خشم و عصبانیت بر می گردد به نوعی کنترل و این که من چیزی را تمام و کمال می خواهم و گاهی معنی اش این است که من از طریق رنج دادن ظاهری خودم می خواهم به تو رنج بدهم بدون این که مسئولیت داشته باشم.

هر کسی در کودکی قهر می کرده ، همه را به زانو در می آورده و دیگران را وادار به انجام کاری که خودش می خواسته می کرده، این روند را ادامه می دهد و تکرار می شود.

گاهی هم می خواهد میزان رنج طرف مقابل و علاقه یا احتیاج طرف مقابل را به خودش اندازه گیری کند. به هر حال بازی قشنگی نیست. کسانی که از قهر کردن دیگران ناراحت می شوند آنها را تشویق می کنند دوباره این کار را تکرار کنند و اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است به پرخاشگری تبدیل شود.

مریم دشتی، روان شناس درباره علل قهرمی گوید: قهر نوعی بیان مخالفت است.مهم نیست به نتیجه مورد نظر رسیده باشند یا نه.همین که مخالفت کرده اند و آن را باقهر نشان داده اند، باعث آرامش می شود. قهر تا حدودی طبیعی است .این که طرف مقابل متوجه اشتباهش شود.کمی سرسنگین بودن مناسب است اما این که مدام باشد و سر هر موضوعی قهر بیاید وسط اصلا خوب نیست و آزاردهنده خواهد بود. روابط با قهر به سردی می گراید و استرس به وجود می آید.
چگونه با کسی که مدام قهر می کند،برخورد کنیم؟

یکی از سوالات مهم زوجین این است با طرف مقابل که مدام قهرمی کند چگونه رفتار کنیم و چه واکنشی نشان دهیم.ممکن است رفتار نادرست، شرایط را بدتر کند.

بهناز سیف اللهی، روان شناس در این باره چنین پاسخ می دهد: قهر می تواند ازسوی طرف مقابل تقویت یا از بین برود.چون نیت از قهر این است که طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد تا به نیت خودش برسد و نیازها و خواسته هایش برآورده شود و کنترل موقعیت و شرایط را در دست بگیرد.اگر ترس از طرد و تنهایی چیره شود،رفتار قهر کننده تقویت می شود و تکرار خواهد شد.بهتر است احساس ارزشمندی و عزت نفس خویش را تقویت کنند تا احساس تنهایی کاهش یابد.

وی می افزاید :اگر قدرت کلامی بالا برود می توان با گفت و گو مسائل را راحت تر حل کرد.مشکل بیشتر خانواده ها این است که نمی توانند با یکدیگر موثر و مفید صحبت کنند.در نتیجه قهر را انتخاب می کنند.پس باید روی چگونگی کلام و لحن کار کنند.

دکتر مریم نیسی، روان شناس در باره این که هنگام قهر همسر چگونه باید برخورد کرد، می گوید:

1- جدی نگیرید: قهر حاصل عدم کنترل و اطمینان است . این مشکل اوست نه شما.کافی است بگویید می دانم مشکلی وجود دارد .من می توانم کمکی کنم؟اگر جواب شما را نداد خیلی اصرار و پافشاری نکنید و بگذارید به حال خودش باشد و شما نیز مثل بقیه روزها عادی رفتار کنید.

گاهی فرد نمی تواند خواسته و نیازش را بگوید، درنتیجه قهر می کند.در فرصت مناسب می توانید گفت وگو کنید و بخواهید خواسته اش را مستقیم مطرح کند.نباید عکس العملی متفاوت به قهر نشان دهید.باید عادی رفتار کرد چون هر عکس العمل متفاوتی باعث تقویت او می شود. به احساس اش احترام بگذارید و بگویید متاسفم.این تاسف نشان دهنده برتری شما یا او نیست بلکه فقط احترام گذاشته اید و درک کرده اید.

2- تحمل نکنید: اگر با فردی که قهر می‌کند، طوری رفتار کنید که گویی او به لوس شدن نیاز دارد و باید ناراحتی هایش را این گونه تسکین دهید، در انتها شما متضرر می‌شوید و تحت کنترل او قرار می‌گیرید.‌ هرگز اجازه قهرکردن به کسی که در زندگی تان هست ندهید و به او نشان دهید نمی‌تواند با رفتارهای کودکانه به اهدافش برسد.‌ معمولا وقتی رفتارشان را نادیده بگیرید، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است و با آرامش به کارهای روزمره تان برسید و او را جدی نگیرید .‌ در نهایت او دست از این اعمال برمی دارد و برای رسیدن به خواسته هایش، رفتار مناسب تری اتخاذ می‌کند.

3- یاد بدهید: به جای عذرخواهی از کسی که مدام قهر می‌کند، به او بفهمانید باید مسئولیت احساسات خود را به عهده بگیرد و همچنین باید به حضورتان احترام بگذارد.‌ وقتی او متوجه شود روش های کنترل کننده اش روی شما موثر نیست، احتمالا دست از این نوع برخوردها و رفتارهای تحقیرکننده اش برمی‌دارد و با شما به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کند.

4- رهایش کنید: گاهی اوقات رها کردن کسی که مدام قهر می‌کند بهترین راه حل برای آرامش است.‌ در دوستی یا ادامه زندگی در کنار چنین فردی تجدید نظر کنید.

چاپ شده در جام جم آنلاین 17-2-96

http://jamejamonline.ir/online/2833737084524329630/%D9%82%D9%87%D8%B1-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9

با بیش‌فعالی کودکان چکار کنیم؟!

با بیش‌فعالی کودکان چکار کنیم؟!

والدین و مربیان مهد کودک، کودکانی را که بسیار سرزنده و پرتحرک‌اند، بی‌قرار می‌نامند؛ بزرگ تر ها معمولا وقتی رفتارهایی حاکی از بی‌قراری، بی‌توجهی، پرفعالیتی، حرکات ناگهانی، عصبانیت و حواسپرتی در کودک می‌بینند، بدون این که میان اینها تفاوتی قائل شوند همه را در یک مقوله می‌گنجانند.

به گزارش جام جم آنلاین، والدین در کاربرد دو اصطلاح پرجنب و جوش و بی‌قراری غالبا دچار سردرگمی می‌شوند. از این رو لازم است تفاوت میان این دو مشخص شود.

ویژگی‌های زیر در کودکان بیش فعال قابل مشاهده است:
- به نظر می رسد هیچ توجهی به صحبت های طرف مقابل ندارند.
- در اتمام کارها حتی کارهایی که خودش هم دوست دارد ، مشکل دارد وآنها را نیمه کاره رها می کند .
- احتمال ابتلا به اختلالات زبان وگفتار وشنوایی وجود دارد.
- ناتوانی در طبقه بندی وسازمان دادن برنامه ها وامور
- عدم تمایل به انجام کارهایی که نیازمند فعالیت فکری وتمرکزند .
- داشتن رفتار تکانشگری
- ناتوانی در انجام بازی های آرام
- دائماً می خواهد جلب توجه کند .
- بی صبری
- داشتن رفتار پرخاشگرانه
- خواب ناآرام
- انجام کارهای خطرناک بدون آن که به پیامد های آن فکر کنند.
- مشکل خام حرکتی ( دست وپا چلفتی)
- رفتارهای آزارشی
- خود آزاری ، کندن مو و پوست خود
- معمولاً برخوردار از هوش بهر طبیعی
- تصادف کردن به میزان بیشتر از دیگران
- داشتن عزّت نفس پایین و بسرعت احساس ناکامی کردن

ـ اغلب دست و پاهایش بی‌قرار است یا روی صندلی خود آرام ندارد.
ـ از آرام نشستن در یکجا یا روی صندلی برای مدتی حتی کوتاه ناتوان است.
ـ حوصله تحمل دیگران یا رعایت نوبت را ندارد و خیلی ناشکیب است.
ـ بیشتر در حال حرکت است و آرامش روانی ـ عضلانی ندارد.
ـ خیلی حرف می‌زند و پیش از این که پرسش‌ تمام شود، پاسخ می‌دهد.
ـ محرک‌های محیطی به آسانی حواس او را پرت می‌کنند.
ـ در انجام دستورالعمل صادر شده از جانب دیگران بسیار ناتوان است و بیشتر کارها را نیمه‌تمام رها می‌کند.
ـ در بازی‌ها یا انجام تکالیف نیز نمی‌تواند برای مدت طولانی تمرکز داشته باشد و از پرداختن به فعالیت‌های ذهنی عموما گریزان است.
ـ اغلب از یک مشغله تمام نشده به سوی فعالیت دیگری کشیده می‌شود.
ـ نمی‌تواند با آرامش بازی کند یا به تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌اش بنشیند.
ـ بیشتر حرف دیگران را قطع یا در آن مداخله می‌کند.
ـ به نظر می‌رسد به آنچه به او گفته می‌شود، توجهی ندارد.
ـ وسایل خودش را گم می‌کند.
ـ به ظاهر فرد فراموشکاری به نظر می‌رسد و حواسش اصلا جمع نیست.
اما پرجنب و جوشی عبارت است از فعالیت بدنی زیاد، حرکاتش ناگهانی است و به دشواری می‌تواند مدتی سر جایش بنشیند. این کودکان با آن که پرتحرک‌اند، ولی وقتی توجه شان به چیزی جلب می‌شود می‌توانند حواسشان را متمرکز کنند.
برای تشخیص باید قبل از هفت سالگی ، حداقل شش ماه نشانه ها تداوم داشته باشند ودر دو محیط خانه ومدرسه دیده شود ودر عملکرد اجتماعی وتحصیل اختلال ایجاد کند .

نکات مهم در مورد بیش فعالی

بیش فعالی، شایع ترین اختلال روانپزشکی کودکان است ودر پسران دو تا سه برابر بیشتر از دختران دیده می شود و تا جوانی و بزرگسالی تداوم می یابد. چنانچه کمبود توجه - بیش فعالی درمان نشود به احتمال زیاد مشکلاتی در مدرسه در پی خواهد داشت.

بیش فعالی می تواند به گونه ای اختلال ارثی باشد و اغلب همراه با دیگر اختلالات روی می دهد. رایج ترین آنها اختلال یادگیری و اختلال رفتاری است مانند اختلال نافرمانی تقابلی و اختلال سلوک.

به دو علت تشخیص ودرمان سریع این اختلال مهم است. نخست، درمان به کسی که اکنون در سن کودکی است کمک بیشتری می کند. اگر کودک دروس خود را هر چه آسان تر در مدرسه فرا گیرد، به او کمک می شود از ناراحتی واضطراب وفشارهای روحی ناشی از مشکلات آموزشی دور بوده واز مورد تنفر بودن دیگر کودکان و درگیری با پدر ومادر در امان باشد.

دوم، درمان زودتر می تواند خطر مشکلات رفتاری بیش فعالی کودکان را که به احتمال زیاد تا بزرگسالی تداوم دارد، کاهش دهد.

تشخیص بیش فعالی در کودکان با مصاحبه از مادر وپدر یا دیگر افرادی که در پرورش کودک سهیم هستند، آموزگار و مقیاس های سنجش ( که در توصیف وجود وشدت نشانه ها به کار می رود) صورت می گیرد.

هیچ گونه آزمایش ویژه روان شناسی یا آزمایشگاهی برای تعیین این مشکل وجود ندارد.

علت اصلی این اختلال هنوز به طور قطع مشخص نیست اما در هر حال عواملی همچون آسیب‌های جزئی وارده به مغز و سیستم عصبی، ضربات وارده به مغز کودک در دوران بارداری و مراحل اولیه رشد عفونت در سیستم عصبی، مسمومیت‌های شیمیایی و غذایی، اضطراب‌ها و فشارهای روانی و سختگیری‌های مفرط والدین و تنبیه‌های بدنی ممکن است زمینه‌ساز پدید آمدن فزون‌کنشی باشد.

برای درمان این اختلال باید کوشید علت اصلی تا آنجا که ممکن است روشن شود. دارودرمانی، رفتاردرمانی و روان‌درمانی از راه‌های درمان است که باید زیر نظر متخصص انجام شود.

در ضمن مهارت در رفتار با کودک نیز می‌تواند کمک کند. والدین باید برای رفتار کودک حد و مرزی قائل شوند که کاملا بی‌ابهام باشد و در رعایت این حد و مرز ثابت‌قدم و جدی باشند.

محدودیت‌های کودک باید مشخص و روشن باشد و همراه با آن کودک تشویق شود. بالا بردن دامنه تمرکز و توجه کودک به وسیله سرنخ‌ها، با صدای بلند با کودک حرف زدن و چند بار تکرار کردن و برنامه‌ریزی روزانه نیز کمک‌کننده هستند.

انواع بیش فعالی

کمبود توجه: یکی از ویژگی های مهم این اختلال که تقریبا همواره وجود دارد این است که آنها به آسانی گرفتار حواس پرتی وپریشانی فکر یا کوتاهی مدت زمان توجه می شوند.

این مشکل مانند بیش فعالی چندان مشهود نیست.خردسالان در مقایسه با بزرگسالان نسبتا فاقد مهارت تمرکز وادامه انجام وظایف دراز مدت و کسالت آور هستند.او مانند یک کودک نو پا وشاگرد کودکستانی با شتاب از کاری به کار دیگر می پردازد و در آخر به نظر می رسد در انجام کار دچار سرگشتگی است.

در مدرسه چون نمی تواند برای مدت طولانی به چیزی توجه کند، تکالیفش را تمام نمی کند.

بسیاری از این کودکان حداقل برای اندک مدتی می توانند به دقت به چیزی گوش دهند.اگر آزمایش کننده (روان شناس،روانپزشک،پزشک و آموزگار) تغییر پذیری پتانسیل چنین رفتاری را تشخیص ندهد ممکن است به نتیجه ای نا درست دست یابد که کودک سالم است و این اولیا و مربیان هستند که بیش از حد واکنش نشان می دهند.

این کودکان مشکل هایی را در توجه انتخابی نشان می دهند و از آنجاکه قادر به کنترل توجه خود نیستند د رحین انجام کارها وتکالیف به رویا فرو می روند واین نا توانی خود عاملی برای ناتوانی های تحصیلی ور فتارهای اجتماعی می شود.

پرتحرکی-تکانشی: اولیا ومعلمان آنها را به منزله کودکانی که بیش از حد پرجنب وجوش هستند، توصیف می کنند.مرتب به اطراف می دوند واز در و دیوار بالا می روند.درآرام نشستن مشکل دارند حتی در هنگام خواب بیش از اندازه به اطراف حرکت می کنند.

منظور از تکانشگری نیز انجام یک عمل بدون فکر وتامل در مورد عمل ونتیجه آن است. به عبارتی برانگیختگی در این کودکان، ناتوانی در فکر کردن قبل از انجام یک عمل نیست، بلکه انجام عمل پیش از آن که مدت زمانی رابه فکر کردن اختصاص دهند است.

تکانشگری چهار نوع است:1-عمل بدون کنترل ، بازداری یا توقف2-عمل بدون تفکر یا ملا حظه گری3-عمل بدون پیش بینی،برنامه ریزی کافی یادرنظر گرفتن پیامد ها4-عمل آنی وناگهانی.

مورد دیگری که در بحث تکانشی مهم ومسأله ساز است کنترل ادرار ومدفوع است. کودکان خردسال بیش فعال ممکن است در مدت روز خود راخیس یا کثیف کنند. به نظر می رسد آنها به نیازهای فشارخویش توجهی ندارند وتا اندازه ای خود را تخلیه می کنند.

ترکیبی: در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌نماید. کودکان با این نوع اختلال نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شدیم دارا هستند. آنها در توجه‌کردن، بیش‌فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند.

علل اختلال بیش فعالی

در حال حاضر علل اصلی این اختلال نا شناخته است. این احتمال وجود دارد که ناشی از مجموعه عوامل پیچیده ای باشد. در اینجا به ذکر چند مورد می پردازیم.

1-عوامل ژنتیک
در مطالعه اعضای خانواده کودکان دارای این اختلال مشاهده شده که یکی از اعضا که معمولا پدر است به علت عوامل ژنتیکی دارای همین اختلال است.

در مطالعه هم شکمان وفرزند خوانده ها رابطه قوی بین عوامل ژنتیک و وجود این اختلال مشاهده شده است. آنها با مطالعه عوامل خانوادگی –ژنتیک-روانی اجتماعی در خویشاوندان درجه اول این کودکان دریافتند احتمال وجود اختلالی مشابه بسیار زیاد است.

2-عوامل عصبی وشیمیایی
در بخش های گوناگون مغز ناقل های عصبی مختلفی وجود دارند.اگر میزان یک ناقل عصبی ناکافی باشد بخشی از مغز که باید روی آن عمل کند بدرستی کار نخواهد کرد .کوکان بیش فعال ممکن است دچار کمبود هایی در بعضی ناقل های عصبی باشند.

3-خانواده و رفتار والدین
پژوهشگران این اختلال را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانی های خانوادگی نظیر اعتیاد به الکل،اضطراب مزمن والدین و افسردگی مادر دانسته اند و از سوی دیگر به دلیل فراوانی بیشتر مبتلایان به بیش فعالی در خانواده های پر جمعیت آن را به محرک های محیطی نا مناسب مانند کثرت افراد وعدم رفاه خانواده نسبت داده اند.

مطالعه تعامل والدین- فرزند در ایران نشان داده است که این والدین بیشتر از والدین کودکان عادی از شیوه های فرزند پروری خودکامه استفاده می کنند، دارای اعتماد به نفس کمتری هستند،از شیوه های تنبیهی بیشتری استفاده می شد وروابط سردی با فرزندانشان دارند.

4-علل روانشناختی
هر اندازه کودک کم سن تر باشد ،ناراحتی یا تنش روانی وی بیشتر به شکل تظاهرات جسمانی بروز می کند.در این زمینه چگونگی رفتار والدین و واکنش آنها مهم است.

در تعدادی از کودکان ،بیش فعالی آشکارا جنبه مرضی دارد.از جمله رفتار های تحریک آمیز وخطرناکی که موجب می شود کودک خود را مدام در موقعیت های مخاطره انگیز قرار دهد .بالاخره بیش فعالی می تواند پاسخی به یک اضطراب دایم باشد.

5-تاثیر مواد سمی: عوامل محیطی مانند مسمومیت سربی ، تاثیر امواج تلویزیونی وچراغ های مهتابی را ازعلل احتمالی بیش فعالی در نظر گرفته اند. بیش فعالی می تواند ناشی از مواد افزودنی یا ترکیب کننده های طبیعی برخی غذاها باشد بنابراین یک رژیم غذایی مرکب از گوشت تازه ،سبزیجات،شیر را پیشنهاد می شود.

چاپ شده در آنلاین روزنامه جام جم 8-6-95

http://jamejamonline.ir/sara/2524583990496792126/%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F

راهکارهای  پیشگیری از خشم

 

خشمتان را اینگونه مهار کنید!

احتمالا هر روز می‌بینید و در اخبار می‌خوانید یا می‌شنوید،‌ کسانی که نتوانسته‌اند خشم خود را مهار کنند، درگیر چه مشکلاتی شده‌اند.

به گزارش جام جم آنلاین، با تمرین‌هایی که در ادامه می‌خوانید، می‌توانید خشمتان را مهار کنید.

1 ـ زمان بروز خشمتان را بشناسید: هر کسی می‌تواند زمان خشمگین شدنش را بشناسد. در این شرایط، بعضی ضربان قلبشان بالا می‌رود و برخی عضلاتشان سفت می‌شود. بهترین و مهم‌ترین اقدام،‌ توجه به تنفس و کنترل آن است.

دستتان را روی شکمتان بگذارید و ده نفس عمیق بکشید. از بینی نفس عمیق بکشید، تا سه بشمارید و سپس به آرامی نفس را رها کنید. یعنی دم و بازدم آرام، عمیق و طولانی. در این هنگام، حواستان را به قلبتان بدهید. ضربان قلبتان را بررسی کنید. با این تمرین، تعداد ضربان قلب کاهش می‌یابد و به آرامش می‌رسید.این تمرین برای کاهش استرس هم بسیار کاربردی و مفید است.

2 ـ اندیشه مثبت را جایگزین خشمتان کنید: حتما ماجرایی مایه خشم شما شده است. آن را از خودتان دور و فکر مثبتی را جایگزین کنید؛ مثلا همسرتان دیر کرده است. اولین گزینه‌هایی که در این باره فکرتان را مشغول می‌کند، مرور کنید: بلایی سرش آمده، ‌تصادف کرده، صدمه دیده، بدون هماهنگی با من رفته تا به خواهر یا مادرش سر بزند و بعد به خانه بیاید. آنها برایش مهم‌تر هستند... .

این افکار را عوض کنید. به خودتان بگویید، در ترافیک مانده، تلفن همراهش شارژ ندارد یا ماشینش پنچر شده است. در فرصت مناسب به او تلفن کنید. خودتان را به نوشیدن دمنوش، شربت یا آب دعوت کنید. با صدای کمی بلند، موسیقی گوش دهید یا فیلم ببینید. ورزش یا نرمش کنید. به هر طریقی که می‌شناسید، خودتان را سرگرم کنید.

3 ـ با صدای بلند فکر کنید: فکر مثبت خودتان را با صدای بلند بگویید. این که مثلا ترافیک است یا ماشین خراب شده است. این کار به شما آرامش می‌دهد.

4 ـ روی کاغذ بنویسید: کاغذی تهیه کنید و سود و زیان افکار منفی و مثبت خود را بنویسید؛ اگر همسرم بیاید و سرش داد بزنم، چه عواقبی دارد و اگر خونسرد برخورد کنم و علتش را بپرسم، چه پیامدی خواهد داشت. ببینید کدام کفه ترازو سنگین‌تر است. با این تمرین، متوجه بزرگنمایی افکار منفی تان می‌شوید و یاد می‌گیرید که می‌توان با افکار مثبت، آرامش را به ذهن بازگرداند. با تمرین تغییر افکار می‌توان به گونه‌ای دیگر اندیشید و تصمیم گرفت.

5 ـ قضاوت نکنید: ذهن کسی را نخوانید و پیشداوری نداشته باشید. نمی‌توان پیش‌بینی کرد،‌ فکر یا قضاوتتان درست باشد. با این اشتباه حالتان را بد می‌کنید، عصبانی می‌شوید و کنترل رفتار و گفتارتان را از دست می‌دهید.

6 ـ انصاف را رعایت کنید: این اتفاق را تعمیم ندهید و بزرگ نکنید. اگر همسرتان یکی دو بار دیر کرده، نگویید همیشه دیرمی آید. اگر انصاف را رعایت نکنید، نشان می‌دهد متوجه نکات مثبت رابطه نیستید و تنها نکات منفی را می‌بینید و این اصلا درست نیست.

7 ـ باورهایتان را تغییر دهید: باید و نباید ذهن خود را عوض کنید؛ مثلا این که فرزند یا همسر باید راس یک ساعت مشخص در منزل باشد. قانون‌هایی که برای ذهن خود ساخته‌اید، اگر رعایت نشوند، خشمگین می‌شوید. در چنین مواقعی از فن به چالش کشیدن قوانین ذهنی استفاده کنید؛ آن هم با این سوالات: آیا قانون‌های من با عقل سلیم جور درمی‌آید؟ آیا قانون‌های من با طبیعت و فطرت انسان جور در می‌آید؟ آیا دیگران هم چنین قانون‌هایی دارند؟ سود این قانون بیشتراست یا زیان آن؟

شاید این کارها پیش پا افتاده یا غیرکاربردی به نظر برسد، اما اگر به آنها عمل کنید، به مرور تاثیر خوبشان را مشاهده خواهید کرد و آرامش بیشتری نصیبتان خواهد شد.

چاپ شده در روزنامه جام جم 2-5-96

http://jamejamonline.ir/sara/2929708951986390148/%D8%AE%D8%B4%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF